مرتضى راوندى
803
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
رها سازند . در فرانسه ، در جريان انقلاب 1848 ، كارگران ، و طبقات محروم بار ديگر وارد ميدان شدند و از حكومت خواستند كه براى آنها حق انتخاب كردن قايل شوند ، و ضمنا خواهان استقرار يك جمهورى اجتماعى گرديدند . در حكومت موقت ، نمايندگان كارگران نيز شركت داشتند ، ولى براى مرتجعين ، شركت اين گروه سخت دشوار بود . به همين مناسبت ، عليه كارگران و آرمانهاى سياسى و اجتماعى آنان به تبليغات وسيعى دست زدند و آشكارا گفتند ، كارگران مىخواهند كه همهچيز حتى زنان را اشتراكى كنند ؛ و با اين تحريكات سبب گرديدند كه از 880 كرسى مجمع قانونگزارى كارگران فقط 18 كرسى بدست آورند . در فرانسه ، پس از انقلاب بورژوايى ، راه براى پيشرفت صنعت هموار گرديد . در اين كشور ، مانند انگلستان ، نخست انقلاب صنعتى در رشتهء نخريسى روى داد . در سال 1812 در فرانسه نزديك به 200 كارخانهء نخريسى مكانيكى وجود داشت . با اين حال انقلاب صنعتى فرانسه ، كه پس از انگلستان آغاز شد ، با آهنگ كندترى پيش مىرفت . در آلمان ، بقاياى فئوداليسم و پراكندگى سياسى و نفوذ سنتها ، مانع رشد سريع انقلاب صنعتى گرديد . پس از آنكه در سالهاى 60 - 1850 آلمان در راه صنعت جديد قدم نهاد ، از حاصل تجربيات و پيشرفتهاى فنى انگلستان و فرانسه سود جست . در آمريكا ، انقلاب صنعتى در پايان قرن هجدهم ، يعنى پس از پايان جنگهاى انقلابى ، آغاز گرديد . وجود اقتصاد كشاورزى و بردهدارى در جنوب و مداخلات استعمارى انگلستان ، سالها از رشد صنعت در آمريكا جلوگيرى كرد . نخستين دستگاه بافندگى اين كشور در سال 1814 به كار افتاد . در دههء 1830 ، ايالات متحده از انگلستان و فرانسه هم كمتر دوك داشت و مصرف پنبهاش كمتر از آنها بود . ولى از اين دوره ببعد ، در نتيجهء استخراج ذغالسنگ و پيشرفت فلزكارى و مهندسى مكانيك ، آمريكا نيز در خط صنعت جديد پيشرفت . نتايج اجتماعى در نتيجهء رشد ماشينيسم ، اوضاع روزبروز ، به نفع سرمايهداران پيش مىرفت . در نتيجهء بهرهزايى كار ، و كاهش روزافزون هزينهء توليد ، تغييراتى در روابط اجتماعى پديد آمد . صنايع ماشينى سبب پيدايش كارگران صنعتى و پرولترها و كاهش تعداد طبقهء دهقانان گرديد . كارگران به زائدهاى از ماشين بدل شدند . ارزش كارهاى ظريف و دقيق فنى از بين رفت و نياز به كارگران ماهر كم شد . سرمايهداران ، به قصد سودجويى ، از كار ارزان زنان و كودكان بهرهمند مىشدند ؛ در نتيجه ، دستمزدها پايين آمد و بيكاران فزونى يافتند . در آغاز سدهء نوزدهم ، تنها 27 درصد از كارگران كارخانهها مردانى بودند كه سنشان از 18 سال به بالا بود . كشورهاى سرمايهدارى ، نخست ، با چپاول مستعمرات ، در خط صنعتى شدن گام نهادند ، بعدا با گرفتن وامهاى خارجى و شكست دادن و غرامت گرفتن از كشورهاى مغلوب ، به سرمايهگذارى در صنعت پرداختند و به اين هم قناعت نكردند و با افزايش مالياتها ، تصاحب زمينهاى كشاورزان خردهپا و استثمار شديد كارگران ، روزبروز ، بر سرمايهء خود افزودند . با رشد صنعت و سرمايهدارى در آمريكا ، مداخلات استعمارى انگلستان در اين كشور فزونى گرفت .